فرار شاه...
-
تاریخ: 1398/11/18 ساعت: 11:48
شاه رفت...
-
تاریخ: 1398/11/18 ساعت: 11:49
12 بهمن...
-
تاریخ: 1398/11/13 ساعت: 0:20
نهاد بشر...
-
تاریخ: 1398/11/13 ساعت: 0:11
نیکی و بدی که نهاد بشر است ...
دودی...
-
تاریخ: 1398/11/13 ساعت: 0:06
خط...
-
تاریخ: 1398/11/12 ساعت: 23:56
تابلو نقاشیخط ابعاد:50*70 متریال:بوم(قاب شده) تکنیک: ترکیب مواد #در این اثر با ا ستفاده از رنگهای آرامش بخش و طراحی مدرن و خاص که به کار برده شده، برای هر بیننده ای جذاب و چشمگیر است .مناسب برای تمامی فضاهای منزل و محیط کاری میباشد...
غلبه...
-
تاریخ: 1398/11/12 ساعت: 23:50
روحم را در نبرد با سرنوشت؛ و در جدال با زندگی رها کرده ام، جسمم را نیز آتش زده ام. راهی به جز اینم نیست، که برای پیکار با زندگی روح سوارِ اندیشه هایم باشم. با جسمی که آتش گرفته بر پیکرِ هستی فرود می آیم. انسان مگر به جز روح اش چیز دیگریست. مگر میشود او را از لایه های زیرینِ خویشتن به سطحی ناپایدار ...
ترس...
-
تاریخ: 1398/11/12 ساعت: 23:47
خیلی وقتها به این فکر میکردم که چرا فلان کاری که میکردم نشد و نتیجه نداد ؟ چرا فلان کار رو نکردم ؟ چرا فلان کار رو نمیتونم انجام بدم ؟ چرا به فلانی حرفمو نزدم ؟ چرا به فلانی جواب بله/نه ندادم ؟ چرا فلان روز .... چرا ... و چرا من نوشتن رو دوست به دلایلی اول علاقه بعد متوجه شدم نوشتن در مواقعی که فرام...
بهمن...
-
تاریخ: 1398/11/18 ساعت: 11:50
با کولهبارى از نفسهاى سپید صبح، با کولهبارى از نفسهاى سپید، دمید. ستارهها، پنهان شدند و خورشید، سوار بر سریر شعر، ظهور کرد. باران، دامن گلهاى نوشکفته وجود را تکان داد و سبد سعادت را به دستشان هدیه کرد. ضریب نفسهاى صبح، با ضربان قلب عالم درآمیخت و فریاد زد… . طنین زلال حقیقت تو آمدى. تو آمدى، ...
پسر بچه و پیانو...
-
تاریخ: 1398/11/18 ساعت: 11:49
پسر بچه و پیانو می گویند روزی یک پسر کوچک که تازه به کلاس پیانو می رفت و یاد گرفته بود چند قطعه را بنوازد، برای اولین بار همراه مادرش به یک کنسرت پیانو رفت. آن ها در ردیف جلو نشستند و وقتی مادر سرش گرم صحبت با یکی از دوستانش شد، پسر بچه از روی کنجکاوی به پشت صحنه رفت و آن جا پیانو بزرگی دید که هیچ ک...
پسر غمگین...
-
تاریخ: 1398/11/18 ساعت: 11:50
پسر غمگین روزی پسر غمگین نزد درختی خوشحال رفت و گفت: من پول لازم دارم! درخت گفت: من پول ندارم ولی سیب دارم. اگر می خواهی می توانی تمام سیب های درخت را چیده و به بازار ببری و بفروشی تا پول بدست آوری. آن وقت پسر تمام سیب های درخت را چید و برای فروش برد. هنگامی که پسر بزرگ شد، تمام پولهایش را خرج کرد و...
ابلیس و فرعون
-
تاریخ: 1398/11/18 ساعت: 11:51
ابلیس و فرعون روزی ابلیس نزد فرعون رفت. فرعون خوشهای انگور در دست داشت و تناول میکرد. ابلیس گفت: آیا میتوانی این خوشه انگور تازه را به مروارید تبدیل کنی؟ فرعون گفت: نه. ابلیس به لطایفالحیل و سحر و جادو، آن خوشه انگور را به خوشهای مروارید تبدیل کرد. فرعون تعجب کرد و گفت: احسنت! عجب استاد ماهری ه...
ارتباط قلبی...
-
تاریخ: 1398/11/18 ساعت: 11:51
ارتباط قلبی در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند. میگویند خارپشت ها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دور هم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگر را حفظ کنند. وقتی نزدیکتر به هم بودند گرمتر میشدند؛ ولی خارهایشان یکدیگر را زخمی میکرد. بخاطر همین تصمیم گرفتند از هم دور شوند u202bولی از س...
جهنم...
-
تاریخ: 1398/11/12 ساعت: 22:51